خرید بک لینک

الحمدلله علی کل حال

جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.

خدایا به خاطر تک  تک لحظه های زندگی مان شکرت می کنم و به خصوص به خاطر آفات و شرور و بلایایی که از ما دور کرده ای.

به خاطر امروز که به لبه ی تخت خورد و فقط دهانش کمی خون آلود شد، یا به خاطر دیروز که لیوان چای از بالا به پایین افتاد و زیرش یک عدد محمدصادق بود که فقط دستش سوخته * ، یابه خاطر روز قبلش که از تخت افتاد و فقط کمی بینی اش زخمی شده، یا به خاطر آن روز دیگر که افتاد و درست چند میلی متری لبه ی تیز سنگ متوقف شد، یا روز دیگری که نزدیک بود از میز به پایین پرت شود اما نشد! یا آن روزی که من و محمدصادق و داداشی اش که همراه خودم بود! موقع رد شدن از خیابان وسطش  پهن زمین شدیم و هیچ بلایی سرمان نیامد و یا روز های دیگر...

به خاطر تمام مریضی هایی که ممکن بود ما داشته باشیم و نداریم ، یا به خاطر تمام خطراتی که از بیخ گوش هایمان رد می شود.

خدای مهربانم،‌ وقتی به زندگی نگاه می کنم دست های مهربان و قدرتمند تو را می بینم که با لطف و مهربانی ات از ما محافظت می کند. و این فقط زندگی ما نیست.

همسایه کناری هم خانه اش پر است از لطف دست های تو، خانه ی آن طرفی هم همین طور.

از کوچه  که رد می شوم رد دست هایت را در تک تک خانه ها هست و به کوچه ی بعدی که می رسم باز هم نشان تو و دست های توست.

دست های مهربان توست که شهر را پر کرده.

دست های مهربان توست که دنیا را پر کرده است.

*: اگر روی چشمانش یا صورتش می ریخت! اگر لیوان می شکست! اگر لیوان به سرش می خورد! اگر و اگر و اگر...

(مطلب در هفته ی گذشته نوشته شده است.)

برچسب: نویسنده: نوید میرزاپور تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 5:40

صفحه بندی