خرید بک لینک

extract here! -استفاده ابزاری نوشت-

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.

  این بار هم پنج تا مهمان جدید همزمان دهان محمدصادقمان را مزین کردند. دلبندمان پنج تا پنج تا جلو می رود! سه تا دندان هم در دست احداث دارد فعلا.

  قند عسلمان تمام سوراخ سنبه های خانه را کشف کرده و دیگر هیچ چیز در هیج جا امان ندارد. همه ی تدبیرهایمان روفوضه شدند.

 کابینت ها و کشوها و کمدها دیگر با چسب  بی دست گیره گی! دیگر تاب جلوگیری از محمدصادق را ندارند و بابایی یک عاااالمه " قفل های دوست دار کمد در برابر کودک! " خریده تا ما و لوازم و محمدصادق را همه با هم نجات دهد.

 پسرک نازنین دوممان برای خودش کم کم مردی شده و خودی نشان می دهد.

 کلی دوست و رفیق و آشنا و فامیل عروس شدند و داماد شدند و خانه شان را عوض کردند و مامان و بابا شدند و منتظرند تا برویم ببینیمشان و ما هم مشتاقیم و بی وقت.

 مامانی و بابایی به عنوان درس خوان های نمونه کل ترمشان را سه هفته ای مرور کردند و امتحانش را هم دادند و مشق ها و ترجمه ها و پروژه هایش را هم به اتمام رساندند و پاس هم می شوند انشالله!!! و درس و مشق تا اطلاع ثانوی باز تعطیل!

 خاله جان شانسی محمدصادق با دست پر از مدرک دکتری شان بالاخره برگشتند و دوری خواهران غریب بالاخره به اتمام رسید و داخل پرانتز اینکه تبدیل به یک مدل دیگر شد.

 چشم بازار توسط ما و خانواده محترممان کور گشت از خرید جهیزیه از صفر تا صد! و لباس عروسی و دومادی و مهمونی و سرکاری و تو خونه ای و هدیه های عروسی و پاتختی و پاکمدی و پافرشی و مایحتاج کابینت های آشپزخانه و یخچال و فریزر و خلاصه که از سی روز شصت روزش در بازار و خیابان بودیم دسته جمعی! آیکون ای وای حالا تمام جیب ها و کیف ها و کارت ها و حسابامون پر از خالی شدن حالا چی کار کنیم!!

انواع مهمانی های پیشواز و پس واز و دور هم جمعی و جهاز بینون و جهاز برون و پاگشا و دست گشا و سر گشا و .... برگزار گردید. و پنج شش تایی هم هنوز باقی مانده.

همه ی این ها در یک ماه!! لاحول ولا قوه الا بالله

الحمدلله از این همه سرشلوغی که همه مبارک می باشند. 

برچسب: نویسنده: نوید میرزاپور تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 5:40

صفحه بندی